نشانه دار شدی تا نشانمان بدهی  

به خنده جان دادی تا که جانمان بدهی  

تو فرق داری  تیغ گشته بود عالم را  

به فرق سرخ تو شد بوسه آنچنان بدهی  

فقط تو قدر خودت را شناختی در قدر 

که سرشکسته روی دل به آسمان بدهی  

تو زیر تیغ شدی رستگار و فهماندی  

که می شود به سر نیزه ها  اذان بدهی  

و عشق خون شد و فواره زد ز موهایت  

و گفت ایمان را باید امتحان بدهی  

چه امتحان قشنگی چه نمره خوبی  

نگاه یار می ارزد  همه جهان بدهی  

و ما گرفتار چاه های ویل خودیم  

به نور می شود آیا که راهمان بدهی ؟