شبچراغ
هفتاد و دو دانه داشت این نار
در دست خدا شکست یک بار
دانه نه که شبچراغ عشقند
خاموش نمی شوند و بیکار
بی آب چنین شدند پر آب
دلخون شده بهر کام آن یار
شیرین شده زافتاب ایمان
گل داده چنان که باغ شدخوار
گفتند شکسته حرمت باغ
باد سیهی که شد ستمکار
گل گفت ندیده جز نکویی
دنیای سیه دلان شود تار
گل گفت که تا بجاست دنیا
این قصه عشق راست تکرار
این عطر انار سر خ عشق است
سرمستی عاشقان دلدار
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 15:11 توسط آرزو خمسه کجوری
|